قرآن به مثابه منشور حیات فردی و اجتماعی مسلمانان، حاوی آموزههایی عمیق در باره بالاترین سطوح زیست اجتماعی و تمدنی است. آیه 141 سوره نساء «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» که به «قاعده نفی سبیل» شهرت دارد، از منظر اکثر مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل سنت، نوعی اخبار در معنای انشایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد اراده الهی بر این تعلق گرفته است که (به رغم جواز ارتباط جامعه و دولت اسلامی با دولتها و جوامع غیر متخاصم و غیر سلطه جو)، راه نفوذ و سلطه کافران بر مسلمانان در هر شکل و مصداقی و در تمامی عرصههای فرهنگی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، بهداشتی، علمی، فنآوری، فضای مجازی و ... مسدود شود. به نظر فقهای جهان اسلام و بر پایه این قاعده فقهی، هرگونه ارتباط، عقد، ایقاع و داد و ستدی که موجب سلطه و استیلای کافر بر مسلمان شود، در همه عرصههای فوق باطل و حرام خواهد بود. این حکم مقتضی استقلال تمدنی جهان اسلام از تمدنهای مادی و غیر الهی است. ما در این مقاله بر آنیم با استفاده از روش اجتهادی، ظرفیتهای سلبی و ایجابی و اقتضائات تمدنی آیه نفی سبیل را به دست آوریم.